تبليغاتX
تلخاب فراهان TALKHAB FARAHAN
گوي خوبي بردي از خوبان خلج شاد باش جام كيخسرو طلب كافرا سياب انداختي


تلخاب فراهان TALKHAB FARAHAN










تلخابی ، یکی از شناخته شده ترین قهرمانان رشته های قدرتی است که عناوین قهرمانی وی در مسابقات پاورلیفتینگ و قوی ترین مردان ایران و آسیا ، بارها و بارها تکرار شده است . قهرمانی وی در مسابقات قوی ترین مردان 105- انجمن قوی ترین مردان ایران اعزامی به مسابقات جهانی ، بهانه ای شد تا مصاحبه ای با این قهرمان ارزنده کشورمان انجام دهیم .

جناب آقای تلخابی ، از خود و عناویتان بگویید .
من مجید تلخابی ، متولد سال 1357 و متاهل هستم . مدت 10 سال است که بصورت حرفه ای پاورلیفتینگ کار می کنم و تاکنون توانسته ام قهرمان 4 دوره مسابقات جوانان کشور و سه دوره نیز قهرمان بزرگسالان کشور شوم .
در حال حاضر نیز رکورد دار وزن 110 کیلوگرم پاورلیفتینگ ایران هستم .

در عرصه آسیایی و جهانی نیز قهرمان پاورلیفتینگ آسیا در سال 2004 و نیز فینالیست مسابقات پاورلیفتینگ قهرمانی جوانان جهان در صوفیه بلغارستان بودم.

از سال 79 نیز در مسابقات قویترین مردان ایران شرکت کرده ام که این نتایج را به دست آوردم :
قوی ترین مردان ایران سال 79 مقام دوم
پهلوانان ایران سال 79 مقام سوم
مسابقات جهانی قوی ترین مردان 105- ( اولین تجربه جهانی ) مقام دهم
مردان آهنین سال 80 مقام سوم
قوی ترین مردان ایران در کرمانشاه مقام اول و قوی ترین مرد ایران
مردان آهنین سال 84 مقام چهارم ( آسیب دیدگی شدید از ناحیه بازو )


جناب آقای تلخابی ، گرایش شما به ورزش چگونه آغاز شد و چرا ورزش های قدرتی ؟

من ابتدا ورزش هایی مثل کشتی و جودو را تجربه کردم ولی در سال 75 بود که به وزنه برداری رو آوردم و با این پیش زمینه از سال 76 زیر نظر اقای علی نوروزی به پاورلیفتینگ علاقه مند شدم و در همان سال در مسابقات کشور توانستم 25 کیلوگرم رکورد لیفت جوانان کشور را در تاکستان قزوین بهبود بخشم .


جایگاه فعلی ورزش های قدرتی را در ورزش ایران چگونه می بینید ؟

یکی از خصوصیات مردم ایران این است که گرایش بسیاری به ورزش های قدرتی دارند . اگر مسئولین بتوانند به خوبی از این پتانسیل استفاده کنند در آینده میتوانیم یکی از قطب های اصلی پاورلیفتینگ دنیا باشیم . سرمایه ای که از نظر کثرت و قدرت ورزشکاران در این رشته داریم در آسیا بی نظیر است .

آقای تلخابی شما تجربه مربیگری هم دارید ولی مدتی است که دیگر مربیگری نمیکنید . دلیل این امر چیست و آینده پاورلیفتیگ و ورزش های قدرتی را در ایران چگونه میبینید ؟

واقعیت این است که تا سال 84 تیم بسیار خوبی داشتیم ولی دیگر انگیزه ای برای مربیگری ندارم . با اینکه توانستم در دوران مربیگری تیم 33 نفر از قهرمانان ایران را تربیت کنم ولی به دلیل جو خاص این رشته و عدم حمایت ها مربیگری را رها کردم و فکر نمیکنم دیگر به مربیگری روی بیاورم .
اما در خصوص آینده پاورلیفتینگ در ایران ، با شرایط فعلی و عدم حمایت فدراسیوم پرورش اندام و بدنسازی از پاورلیفتینگ نمی توان جایگاه خاصی را برای این رشته پیشبینی کرد . امسال حتی برای مسابقات آسیایی کره جنوبی ویزای من هم صادر شد ولی به دلیل مسایل مالی و عدم همکاری فدراسیون بدنسازي یا سازمان تربیت بدنی ، با وجود آمادگی کامل بدنی در این مسابقات شرکت نکردم .


جناب آقای تلخابی ، حوادث اخیر در ورزش های قدرتی مثل تست مثبت دوپینگ نه وزنه بردار و پنج بدنساز تیم ملی را چگونه می بینید و چطور تحلیل می کنید ؟

به جرات می توانم بگویم که اتفاقی که در رشته وزنه برداری افتاد حق این رشته بود چون مسئولین این ورزش ، هفت سال به پاورليفتينگ ایران ظلم کردند و شاید بتوان گفت نفرین پاورليفتينگ کارا گریبان وزنه برداري را گرفت زیرا در این هفت سال بودجه پتورلیفتینگ ایران تماما صرف وزنه برداری می شد .
البته نمی توان منکر این قضیه شد که در پاورلیفتینگ هم برخی از ورزشکاران دوپینگ می کنند ولی قسمت عمده این تقصیر مربوط به فدراسیون پرورش اندام و بدنسازی ایران است زیرا :
اولا : ورزشکاران از اگاهی کافی در این زمینه برخوردار نیستند .
دوما : عدم برنامه ریزی و اعلام تقویم فدراسیون خود عاملی استرس زا برای ورزشکار محصوب می شود و ورزشکار برای حفظ آمادگی در تمام طول سال مجبور به دوپینگ می شود .
سوما : در ایران به دلیل بالا بودن هزینه های آزمایش دوپینگ از ورزشکاران دوپینگی از یک حاشیه امنیت برخوردار اند که باعث گسترش دوپینگ می شود .


از برنامه های آینده خودتان بگویید ؟

با توجه به تجربیاتی که از مسابقات جهانی سال گذشته کسب کردم امید زیادی به کسب عنوان در مسابقات 105- جهان در هندوستان دارم و یکی از دغدغه های اصلی حال حاضر تامین هزینه سفرهای آتی برای مسابقات است .

مگر شما اسپانسر یا پشتیبان مالی خاصی ندارید ؟

خیر ، متاسفانه در کشور ما شرکت های بزرگ از رشته های قدرتی حمایت نمی کنند ولی با توجه به زحمات آقای امید امیری رییس انجمن قوی ترین مردان ایران برای تامین هزینه های سفر ، بزرگترین مشغله فکری مل به احتمال قوی حل خواهد شد که جا دارد همین جا از زحمات ایشان تشکر کنم .

نظرتان در خصوص مقام سوم رضا قرایی در مسابقات قوی ترین مردان جهان در چین چه بود ؟

من هم به عنوان یک ایرانی به خودم می بالم که یکی از هموطنانم توانسته است در یکی از دشوارترین مسابقات ورزشی دنیا که تاکنون هیچ ورزشکاری از آسیا نتوانسته بود در آن مقامی کسب کند ، مقام سوم جهان را کسب کند .
این موفقیت غرور آفرین را به دوست خوبم رضا قرائی صمیمانه تبریک میگویم .

شما در مسابقات 105- کیلوگرم قوی ترین مردان توانستید به مقام اول دست پیدا کنید و به همراه امیر قرائی از سوی انجمن قوی ترین مردان ایران به مسابقات جهانی هندوستان اعزام خواهید شد .کیفیت این مسابقات را چگونه دیدید ؟

مسابقات کرج از سطح کیفی خوبی برخوردار بود و برای اولین بار تمامی مقررات فدراسیون جهانی قوی ترین مردان ( ایفسا ) در آن اعمال شد . اکثر ورزشکاران نیز در سطح بالایی ظاهر شدند که در این بین جوانان با آتیه ای به چشم می خوردند .


و به عنوان حرف آخر ؟

امیدوارم روزی برسد که ورزشکاران رشته های قدرتی بدون دغدغه تامین مالی و هزینه های مسابقات درون مرزی و برون مرزی به تمرینات خود بپردازند تا بتوانند باعث افتخار برای ایران و احتزاز پرچم پرافتخارمان در عرصه جهانی باشید.    اسی هرکول

 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 ساعت 10:36  توسط مهدی تلخابی  | 


 

مقاله :رابطه نوجوانی و بلوغ با بزهكاری



موضوع:
رابطه نوجوانی و بلوغ با بزهكاری

(
مربی اقدامات تامینی و تربیتی)

اداره كل زندان های استان قم

كانون اصلاح و تربیت قم
نوجوانی : نوجوانی یكی از مهم ترین و پرارزش ترین دوره های زندگی هرفرد می باشد زیرا سرآغاز تحولات و دگرگونی های جسمی و روانی در اوست .
به گفته ی پیاژه از لحاظ روان شناختی نوجوانی سنی است كه فرد در جامعه بزرگسالان وارد می شود و با آنها در می آمیزد و سنی است كه كودك به زودی می‌فهمد در چه سطح پایینی از بزرگسالان قرار دارد و لكن با ایشان برابر است و حقوق برابر دارد.
روان شناسان دوره ی نوجوانی را از سن ١٣ سالگی تا ١٩ سالگی اطلاق می كنند و در اكثر كشورهای جهان بخش قابل توجهی از جمعیت را نوجوانان تشكیل می دهند با توجه به این واقعیت كه آینده ی كشور و جامعه بلكه آینده ی جهان بر دوش نوجوانان و جوانان پایدار است زیرا نوجوانان امروز بزرگسالان آینده اند و انرژی آدمی در تازه ترین و بیشترین و نیرومندترین مراحلش همیشه در بهار زندگی ظاهر می شود و آن دوران نوجوانی است .
یكی از علائم و مراحل نوجوانی بلوغ است در بعضی فرهنگ ها اهمیت آن به قدری است كه مراسم خاصی دارد و دختر وپسر با تشریفات خاصی در جشن بلوغ خود شركت می كنند . بلوغ مرحله ی در فراخنای رشد و تكاملی است كه كودك از یك موجود غیر جنسی یا فاقد فعالیت جنسی به یك موجود جنسی تغییر می یابد به این معنا كه در این مرحله دستگاه های جنسی نضج پیدا می كند در این دوران فرد بی ثبات ترین دوران عاطفی خود را به سر می برد. دوران مبهم از نظر شناخت خصایص و دوران تمایلات متضاد كه روان شناسان مرحله ی بلوغ و نوجوانی را دوران فشار و طوفان می نامند.
استانلی هال دوران نوجوانی را تولدی تازه می نامید او می پنداشت كه هیجانات و عواطف در این دوره پیوسته بین خواسته های متضاد در حال نوسان هستند .و مسائلی مانند قدرت ما فوق شكوه و جلال را نوجوانان با بی اعتنایی و تنفر می نگرند در حالی كه احساس غرور و تكبر می كنند به همان اندازه نیز احساس شرمندگی در وی برانگیخته است .
در این مرحله نوجوان به ندرت از والدین خود پیروی می كند بلكه بر عكس بیشتر در مقابل ارزشها قدرت و دخالت ان ها در زندگی خصوصی خویش عصیان می ورزند زیرا در این مرحله نوجوان باید هویت خود را از والدینش مشخص سازد.
بزهكاری:
والدینی كه با نگرش های نه چندان مثبت بلوغ به خصوص بلوغ زود رس به فرزندان خود اهمیت نمی دهند و هیچ ارتباط كلامی و رفتاری با فرزندان خود ندارند باعث ایجاد ناهنجاری های رفتاری در نوجوانان می شود كه همان ناهنجاری های رفتاری بزهكاری تلقی می شود .
كه شیوع آن در نوجوانان پسر بیشتر ازنوجوانان دختر است بزهكاری كه یك اختلال عاطفی و اجتماعی اقتصادی است علل متعددی دارد كه از مهم ترین آن می توان به احساس طرد شدگی - محرومیت ازدوستی و محبت – احساس حقارت در خانه و مدرسه - رفتارهای نامناسب والدین و اختلافات خانوادگی - تبعیضهای والدین و تبعات بلوغ زود رس كه هدایت نشده باشد را می توان اشاره كرد .
پس رابطه ی هم بستگی بین بلوغ زود رس و بزهكار وجود دارد به این معنا كه افرادی كه در مرحله ی بلوغ اطلاعات كافی دریافت نكنند و ان انرژی دوران نوجوانی در راه مثبت صرف نشود مجبور به انجام كارهایی می شوند كه در خود احساس گناه میكنند و اگر این احساس مكررا تكرار شود فرد تصور ادم بی شرافتی از خود دارد و سر در گمی بر او غالب میشود .و برای رهایی از این احساس پوچ دنبال راه حلی می گردد بنابراین فرد در این تكاپو ارامش خود رااز دست می دهد و این فعل و انفعالات باعث بروز توقعات بیجا و خواهش های متضاد در وی می شود . مهم‌ترين‌ عامل‌ مؤثر در بزهكاری‌، روش‌ تربيتی‌ نارس‌ يا اختلال‌ در شبكه‌ ارتباطی‌ خانواده‌ باشد.
احتمال‌ افزایش بزهكاری‌ در خانواده‌هايی‌ وجود دارد كه:
١ ـ والدين‌ از روشهای‌ انضباطی‌ بسيار سخت‌ گيرانه‌ يا بسيار بی‌بند و بار و فريبنده‌ استفاده‌ می‌كنند.
٢ـ شيوه‌ انضباطی‌ به‌ جای‌ آنكه‌ مبتنی‌ بر استدلال‌ باشند مبتنی‌ بر تنبيه‌ بدنی‌ است‌. تنبيه‌ والدين‌ تأثيری‌ بر تقليل‌ بزهكاری‌ ندارد و موجب‌ تشديد و گاهی‌ انتقامجو می‌گردد. چنانچه‌ روسو می‌گويد آنقدر كتك‌ خوردم‌ كه‌ حساسيتم‌ نسبت‌ به‌ آن‌ كم‌ شد و سر انجام‌ كتك‌ به‌ نظرم‌ به‌ صورت‌ پاداشی‌ برای‌ دزديهايم‌ در آمد. با خود می‌گفتم‌ وقتی‌ مثل‌ يك‌ دزد كتك‌ می‌خورم‌ حق‌ دارم‌ مثل‌ يك‌ دزد هم‌ رفتار كنم‌ متوجه‌ شوم‌ كه‌ دزديدن‌ و كتك‌ خوردن‌ به‌ هم‌ مربوط‌ هستند.
٣ ـ والدين‌ نسبت‌ به‌ فرزندان‌ خود به‌ جای‌ آنكه‌ گرم‌ و صميمی‌ و عاطفی‌ باشند، بی‌توجه‌، غافل‌ و تمسخر كننده‌ هستند آشكار شده‌ است‌ كه‌ كودكان‌ بزهكار رابطه‌ بسيار ضعيفی‌ با پدران‌ خود داشته‌ و آنها را به‌ عنوان‌ الگوهای‌ غير قابل‌ پذيرش‌ ارزيابی‌ می‌كنند..
شیوه های برخورد با نوجوانان :
والدین در چنین مرحله و موقعیت هایی باید در جهت دادن اطلاعات كافی و صحیح بدون هیچ پرده پوشی تلاش كنند وراه را برای از بین بردن كشمكش های مختلف و اتلاف نیروی روانی و عدم ایجاد حس حقارت در ان ها هموار كنند .
اولین گام برای ارتباط با نوجوانان پذیرش انهاست باید جوانان را با همه كاستی ها و كمی هایش پذیرفت باید احساسات نوجوانان را قبول كردو اعتماد به نفس او را با تقدیر از كارهای پسندیده اش بالا برد .
باید انها را درك كرد و نسبت به عقایدشان بی اهمیت نبود نظر انها احترام گذاشت و با كم ترین ناراحتی و یا بروز رفتارهای هیجانی به پذیرش یا رد عقاید انها اقدام كرد .
باید ارتباط را دو طرفه كرد و از دادن پندو اندرز مستقیم خودداری نماییم و مقداری ازادی عمل به نوجوانان بدهیم و برای ارتباط ان ها وقت كافی بگذاریم .
باید به نوجوانان امادگی دهیم كه به زودی و به تدریج تغییراتی را در جسم و روان خود احساس خواهد كرد و به طرق مختلف مطمئن شود كه تغییرات ایجاد شده طبیعی است از این كه این تغییرات در او ایجاد شده به او تبریك بگویید و خاطر نشان كنید كه دوره ی جدیدی در زندگی او اغاز شده است .

و به او یاد اوری كنید كه این تغییرات در جهت تكامل فردی و قدمی به سوی اجتماعی شدن اوست به همین دلیل وظایف فردی و اجتماعی جدیدی برای او منظور شده است .
درك و برداشت شما از زندگی تان و مسائل ان متفاوت از برداشتی كه نوجوان دارد او زندگی را به ساده ترین وجه ممكن می نگرد به طوری كه عقایدش یرای شما پوچ ومسخرهاست نسبت به عقایدش بی اهمیت نباشید وی را مورد تمسخر قرار ندهید زیرا كه این استهزا به تداوم رابطه عاطفی فرزند تان لطمه می زند .
برقراری روابط‌ دوستی‌ و تفاهم‌ با نوجوانان . دوستی‌ و تفاهم‌ پدر و مادربا فرزندان موجب‌ آسايش‌ خاطر و اطمنيان‌ كودك‌ و نوجوانان‌ در خانواده‌ می‌گردد
نوجوانی در دوران بلوغ مانند كسی است كه وارد بیابانی شده است كه نقشه و هم سفری ندارد و طبیعی است كه در یك بیابان بدون نقشه و
راهنما به جایی نمیرسد در این بیابان بدون نقشه تنها چیزی كه كمك میكند هم سفر است در واقع مهم ترین وسیله برای طی كردن در یك بلوغ سالم همین همسفر است یعنی رفیق و دوست كه بتواند یك نوجوان نا بالغ رااز مرحله ی فشار وطوفان نجات دهد .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 ساعت 9:3  توسط مهدی تلخابی  | 


برای اولین بار تولید و کشت قارچ در تلخاب آغاز شد حدود یک ماه پیش  در یکی از واحدهای  مجتمع  دامداری  تلخاب کشت قارچ در مساحتی بالغ بر ۱۲۰متر مربع توسط برادران فشکی شروع شد ه است 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386 ساعت 16:16  توسط مهدی تلخابی  | 


 

خلج ها:

دسته اي از تركان اوغوز مي باشند كه در زمانهاي قديم از ساير اقوام ترك جدا شده وبه سرزمين افغانستان واز آنجا به هندوستان وايران مهاجرت نمودند. محمود كاشغري در كتاب ديوان لغات الترك كه در اواسط قرن پنجم هجري تاليف شده (خلجها)را از اقوام (اوغوز) ناميده وبا اشاره به جدايي آنان از ساير تركمانان مينويسد :

(ايشان {تركمانان}در اصل بيست وچهار قبيله بودند جز آنكه دو قبيله از خلج از ايشان ممتاز شدند به برخي چيزها ولذا آن دوقبيله در اعداد ايشان شمرده نمي شوند )

در نيمه قرن هفتم ميلادي دسته هايي از اقوام (اغوز) و(خلج) در سيستان وكابل ساكن شدند ودسته اي از آنها در قرن هشتم ميلادي در هندوستان سلسله (ترك شاهي ) را تاسيس نمودند كه بر سكه هاي آنها به رسم ساير قبايل ترك روي تاج پادشاه شكل (گرگ ترسيم) شده بود البته خلج ها بعد از اسلام هم در هندوستان تشكيل حكومت دادند تركان خلج در زمان غزنويان عليه سلطان مسعود غزنويي قيام كرده ودر پيروزي سلجوقيان موثر بودند . در زمان حمله مغول به ايران آنها تابع خوارزم شاهيان  بودند وآنها را در مقابله با مغولان ياري مي كردند.اين اقوام از روزگاران پيشين اكثريت ساكنان جنوب قم وحوالي اراك وساوه را تشكيل مي داده اند و بعد ها گروهي از خلجهاي حوالي ساوه به آذربايجان (مغان) مهاجرت نمودند .

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386 ساعت 14:42  توسط مهدی تلخابی  | 


 

زبان سند هویت هر ملتی است . سندی که اثبات آن تبلور ذات هر خلقی است. در واقع موجودیت هر ملتی در این کره خاکی نشانگر حضور زبانی اوست. زبانی که مورد تکلم واقع می شود از طریق اصوات، هجاها و آثار مکتوب سند زنده ای بر جای می- گذارد، سندی که جزیی از میراث بشری است و بر همه انسانهای فکور است که از موجودیت ، حق حیات و فضای تنفسی آن زبان در ابعاد گوناگون مدافعه نمایند.  این سند در وجود فیزیکی و آثار معنوی میلیونها انسانی حک شده که به آن زبان سخن میگویند.بنابراین رسمیت هر زبانی را نه حاکمان، بلکه خود ملتی که به آن زبان لب می گشایند، تعیین می کنند. پس به سخنی، هر زبان برای ملت صاحب زبان رسمی است. زبان ضمنا آ ئینه ای است که هر ملتی خود را، در گذرگاه تاریخ، در آن مشاهده می کند. این سند زنده در آئینه تاریخ جهان می درخشد هر چند که عده ای بخواهند این سند و این آئینه را مخدوش  و تیره  ببینند.

 زبان هیچ ملتی در عرف بین الملل نیازی به اثبات ندارد، بزرگترین دلیل وجودی هر زبانی حضور ملتی است که به آن زبان تکلم می کنند و با این طریق کاروان تمدن  بشری را غنا می بخشند، خواه این متکلمین زبانی میلیونی باشد یا کمتر. کمیت در عرصه موجودیت زبانی زیاد مورد اختلاف نیست. زبان ها با تفاوتهای خویش موزائیک زیبائی از ملل و نحل در جهان پدید آورده اند، جهانی که در مواردی قدرتمندان بر آن شده اند این سند هویت و این آئینه زلال بشری را مکدر کنند. زبانی که نه فقط کدهای بیجان و حرفهای قراردادی الفبا، که روح و روان مردمی را در یک مقطع تاریخی نشان می دهد. این همان زبانی است که من با آن بزرگ شده ام، زبانی که ترنم کننده آمال و آرزوهای یک ملت اصیل است. خوب این زبان چیست و زبان چه جایگاهی در جامعه بشری دارد؟ اما قبل از همه، .در همین ابتدا باید به فهرستی از فاکتها و حقایق اشاره شود تا خواننده دقیق با برخی از بد یهییات زبانشناسی آشنا شود.

- زبانها در عین تفاوتهای ریشه ای از مشابهتهای زیادی برخوردارند.

- زبانها از نظر ساختاری در گروههای مشابه طبقه بندی میشوند.

- زبانها همواره در طول زمان در داد و ستد بوده و متاثر از یکدیگر بوده اند.

-  برخی از زبانها به سبب تهاجمات استعماری و فقر فرهنگی در معرض نابودی قرار دارند.

-  علی رغم اختلافات عجیب و قریب بین زبانها و کدهای آنها، زبانها به تعبیری از  ساختار واحدی  برخوردارند.

- زبان هیچ ملتی برتر و یا پستتر نیست، و این قدرتهای فائقه اقتصادی و یا امپراطوریهای مالی است که سبب فراموشی ویا به حاشیه افتادن زبانها میشود.و این کار با کوچهای اجباری یا اسکانهای ناشی از شرایط  ناخواسته حاصل می گردد.

- زبانها در خانواده های زبانی طبقه بندی می شوند و اعضا هر خانواده زبانی شاخه ای از درخت زبانشناسی بشری است.

قبل از همه، در ریشه شناسی زبان  باید توجه نمود که تمام زبانهای دنیا در مسیر زندگی بشری و تاریخ او، از پیچ و خمهای فراوانی گذشته و از دوران قبل از کتابت و الفبا عبور کرده ، تا امروز رسیده اند. با توضیح بیشتر، زبانهایی که قدرت انطباق با شرایط  زمان داشته و از تهاجمات ضد زبانی گریخته اند، تا امروز  حضور خود را به اثبات رسانده اند.  در این رهگذر انسانهای باستان بنا به شرایط ز یستی خود، هر کدام  به شکل ویژه ای  از زبان و کتابت و نوشته ، منطبق با وضع زیستی خود، استفاده کرده است.  برای مثال، ملتهایی که در زندگی کوچ نشینی بوده اند، فن کتابت و زبان آنها به سبب کوچهای مداوم و درگیریهای  خشن برای دسترسی به مراتع، دستخوش تغییر بوده و قضاوت علمی در مورد ریشه زبانی آنها مشکل به نظر می رسد.   برای مثال، زبان انگلیسی امروزی که حدود یک میلیارد مردم جهان به آن آشنائی دارند، حدود شش سده پیش  به نوعی کتابت میشد که آثار آن زمان برای خواننده معمولی امروزی نامفهوم است. بنابر این بهتر است به ریشه کل زبان بشری اشاره شود و نظر دانشمندان معاصر و پژوهشگران جدید آورده شود تا اینکه در ریشه شناسی زبان ترکی  نیز تامل علمی به عمل آید.

 در زمینه ریشه شناسی زبان ترکی  نظرات متفاوتی ابراز شده است و گاهی ضد و نقیض. واین برخوردها سبب شده که ذهن عامه نسبت به آن در ابهام قرار گیرد.

زبان ترکی، که یکی از شاخه های آن در آذربایجان مورد تکلم واقع میشود، همانند سایر زبانهای مرسوم در جهان، زبانی است که ساختار قانونمند دستوری خود را دارد و تا کنون آثار ماندگاری به این زبان چاپ شده است.

زبان امروزی ترکی کهمردمان بسياری  به آن صحبت می کنند، شاخه ای از خانواده  بزرگ زبانهای ترکی Turkic languages”   است خود این خانواده نیز در طبقه بندی زبانها، از زبانهای زیر خانواده گروه زبانهای آلتائیک Altaic شناخته میشود.

"خانواده زبانهای ترکی اشتراکات خیلی نزدیکی به یکدیگر نشان می دهند. این همانندی  در عرصه آواشناسی، مورفولوژی (تحولات لغوی) و ساختار نحوی آنهاست. در بین این زبانها تنها زبانهای چوواش، خلج، و یاکوت با دیگر خانواده زبانهای ترکی تفاوت قابل توجه دارند. نزدیکترین سوابق این زبانها در کنار رودخانه اورخون در مغولستان و نیز دره رودخانه یئنی سئی در روسیه مرکزی و جنوبی وجود دارند که به قرن 8 برمیگردد."

برای نشان دادن خانواده زبانهای ترکی و درک ریشه های زبان ترکی  اینجا عین ترجمه طبقه بندی زبانها از دید زبانشناسان معتبر آورده میشود. جالب اینجاست که بیشتر عالمان زبانشناسی تاریخی در این مورد هم نظرند:

زبانهای ترکی با توجه به ریشه های تاریخی، معیارهای جغرافیایی و اصول زبانشناسی به شاخه های زیر تقسیم میسوند:

1-زبانهای اوغوز یا زبانهای جنوب غربی که شامل زبانهای ترکی عثمانی، قاقوزGagaus، ترکی (آذربایجان)،  ترکمن،  و ترکهای خراسان." در این طبقه بندی به لحاظ توجه به اشتراک زبانها از نظر موقعیت جغرافیایی جایگاه زبان ترکی امروزی آذربایجان ایران نیز مشخص می شود.

2-زبانهای قبچاق یا زبانهای شمال غربی: این شاخه شامل زبانهایی از خانواده زبانهای ترکی است که عبارتند از زبانهای قازاک، قره قالپاک، نوقای، تاتار، و باشقیر، لهجه های سیبری غربی، تاتارهای کریمه، کوموک، کاراچای، بالکار و کاراایت.Karaite”

3-شاخه جنوب شرقی یا گروه اویغور چاغاتی uyghur chagati”  “که در برگیرنده زبانهای اوزبک، اویغور، اویغور زرد، و سالار Salar”  “با ریشه اوغوز.

4-گروه شمال شرقی یاسیبریایی  شامل زبانهای یاکوت  Yakut(ساخا)، دولقان “Dolgan”، آلتای، خاکاس ، شور  Shor تووان Tuvan ، و توفا (.( Tofa

5-زبان چوواش که زبان منطقه ولگاست.

6-زبان "خلج"  khalaj) )  زبان متباعد مرکزی ایران است.

 

"زبانهای ترکی به چندین شاخه و شعبه تقسیم می شوند که ترکی آذربایجانی به گروه غربی خانواده زبانهای ترکی وابسته است. منابع اصلی زبانهای منسوب به شاخه غربی خانواده- های ترکی و از آن جمله زبان آذربایجانی عبارت میباشد از: زبانهای قبایل و طوایفی که به نام های ساک- سکیف- سکا، گاس، گاسبی، گاسیت، خزر، سابیر، سووار، هون، گوی ترک، تورک غز، اوغوز، قبچاق، و... شناخته شده اند. اینان در سده های پیش از میلاد و نیز در نخستین هزاره میلادی در اطراف دریای خزر مسکن گزیده اند. زبان آذربایجانی نیز به مانند سایر زبانهای وابسته به گروه غربی تحت تاثیر حوادث اجتماعی-تاریخی پیچیده ای به صورت زبان واحد خلق تشکل یافته است.

دلیل عمده ای که زبانشناسان تاریخی می آورند که زبانهای ترکی از خانواده زبانهای هند و اروپایی نیستند، توجه به ساختار هجایی و آواشناسی این زبان است. البته اشکال دیگر دستور و نحو زبان ترکی  نیز نشانگر این است که این زبان خود استقلال زبانی دارد. تفاوت و در واقع  خصیصه بارز زبانهای ترکی در کمیت حروف صدادارست. وجود نه صدادار به این زبانها "هارمونی هجایی"(7) می دهد که در زبانهای" دری" (فارسی) نیست. علاوه نوع پیچیده پیشوندها و پسوندها نیز نشان می دهد که ساختار زبان ترکی و ظرفیتهای آن با زبانهای هند واروپایی متفاوت است. مثال ,واژه کول (خاکستر) کول-لر(خاکسترها)، کول-لر-ی (خاکسترهایش) و واژه قول (برده) قول-لار (برده ها)، قول-لاری (برده هایش) نشان می دهد چه هماهنگی و هارمونی در زبان و نوع تلفظ واژه های صدادار وجود دارد. به هارمونی صداها در پسوند"لر" "لری" و نیز "لار" و لاری" توجه کنید، با مقایسه این نوع هارمونی مصوتها  می توانید پی ببرید که در زبان دری فارسی این امکان گردش هجایی وجود ندارد.

این که شکل گیری کامل فرم زبان ادبی ترکی  چه زمانی بوده، اطلاع دقیقی نداریم،اما کتیبه های اورخون  یئنی سئی یا یئنی سو را میتوان نام برد که ترکیب دستوری واژه ها و صوت شناسی کلمات موجود نشان می دهد که این سند از قدمت بیشتری برخورداراست. با این حال اکثر منابع بر آنند که زبان های شکل یافته خانواده ترکی بیشتر از قرن هشتم میلادی  آغاز شده است. در این مورد زبانشناسان با توجه به نوع زبانهای ترکی، تکامل هر کدام را به قرون مختلف نسبت می دهند. زبانهای ترکی آسیای میانه قرن هشتم شکل میگیرند، حال آنکه شکل گیری زبان ادبی "اویغوری" را ما بین قرون نه تا چهارده می دانند.

از زبانهای رایج دنیا که در امروز میلیونها نفر به آن زبان تکلم می کنند، یکی هم زبان ترکی است که  علاوه بر کشورهای ترکیه، آذربایجان ، در بلغارستان، اوزبکستان، کازاخستان، قیرقیزستان، تاجیکیستان، یونان و قبرس نیز  به این زبان سخن می گویند. البته در دیگر کشورهای جهان نیز میلیونها  ترکی گوی زندگی می کنند، که تنها در آلمان بیش از سه میلیون نفر و در ممالک امریکای شمالی نیز به عنوان "کارگران مهمان" ترکان زندگی می کنند. اینان به شاخه های مختلف خانواده زبان ترکی سخن می گویند. در شاخه های این زبان، زبانهای ترکی ترکمن، آذربایجانی، قفقازی، لهجه های ترکی خراسانی  وجود دارند که از شعبه اصلی زبانهای آلتائیک هستند. البنه زبانهای مغولی و tungusic نیز از زبانهای زیر همین خانواده محسوب می شوند. تا سال 1928، پنج سال پس ار استقرار جمهوری ترکیه تمام اسناد خانواده زبانهای ترکی با الفبای عربی نوشته می شد که دلیل آن هم تاثیر قدرتمند اسلام در منطقه بوده است. در سال 1928، اصلاحات زبانی در ترکیه سبب شد که الفبائی بر اساس قراردادهای زبان لاتین با 28 حرف به زبان کتبی ترکی تبدیل شود .  زبان ترکی همان گونه که ذکر شد مسیر طولانی پیموده و پس از تغییرات و تحولات فراوان، که ناشی از وضع زیستی  اجداد ترکان آذربایجان بوده، به شکل امروزی رسیده است. اجدادی که به آنها از نظر زبانی ترکان اوغوز می گویند ، که کارنامه ادب شفاهی آنان از پیشینه ادبی 1500 ساله برخوردار است. یعنی  ادبیاتی که به "ادبیات اوغوز" معروف است. کتاب معروف "دده قورقوت" از داستانهای مردم ترک زبان" اوغوز"از زمره این گنجینه  به شمار میرود. بعدها داستانهای "کور اوغلو"، نوشته های یونس امره، فضولی و   اشعار مختوم قلی، وارث  ادبیات اوغوزها و  در مجموع دربر گیرنده تروت معنوی ادبیات ترکان آذربایجانند.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386 ساعت 16:6  توسط مهدی تلخابی  | 


سروده ا ي از آقاي علي اصغر جمراسي با عنوان (خلج شهر خوب من)

در اين اشعار آقاي جمراسي از پنجاه آبادي و روستا كه به زبان تركي خلجي سخن مي گويند نام برده است . و اسامي اين روستاها را در قالب شعر به علاقه مندان معرفي كرده است. شايان ذكر است كه اين اشعار به نقل از كتاب [ قارشو بالوققا سلام] نامبرده كه بزودي منتشر خواهد شد، اقتباس شده است.


منيم خلج سخ بالوقوم

 
تاغلاريندا، تاشلارينيا

كؤكجه نارون قوشلارينيا

ونارچ`دا تا تلخاب`ينيا
منيم، خلج سخ[1] بالوقوم

دَوري پرين اوجاتاغار
حَتكينچه ياشول باغار
بن چنار`لا سقر جوقار

منيم، خلج سخ بالوقوم

دام دام[1] كئسين ماغارولا
پيرك[2] اِئسين گادامولا
پيريز[3] توشين گاونولا 
منيم، خلج سخ بالوقوم

دونا[4] تؤشين قلاع سولا
تُؤرو چيراغ لامپاسولا[5]
ندرآباد و خورچا سولا
منيم، خلج سخ بالوقوم

آَريشته له پورشوك[6] آشو
قاوروق حِكمَكين[7] لاوا شو
صفرآباد، چاهك بوشو 
منيم، خلج سخ بالوقوم 

قيشين طوله آخورو لا
قاردا بوزدا ياغوشولا
سربند، كشه، بُوغداسولا
منيم،خلج سخ بالوقوم

اَتليك اَچين قاوورماسو[8]
تري سيله قاوورقا سو
هزارآباد، زرنوشا سو
منيم، خلج سخ بالوقوم

تاغچا كَزَْر حارو[9]لارو
تاتلوخ اولور بالو[10]لارو
سُرخه دِكَه وارقولارو
منيم، خلج سخ بالوقوم

سعدآوا`ين قار، عيازولا
ورسان`ين، خارمان تُوزولا
فيض آباد قارا يازولا
منيم، خلج سخ بالوقوم

دارستان`ين سوچوسولا
موسي آباد`ين يولچوسولا
بهارستان آوچوسولا 
منيم، خلج سخ بالوقوم 

چَتين اولور يُؤرَك بُوشو
يِئمَه ليقَرْ جاواو آشو[11]
نودا حاجي نبي بوشو 
منيم، خلج سخ بالوقوم
بالوقين ماولا قار ايشي
ينگي عَمَلكه كَلميشي
چَتين اِيشده تَزِيلميشي
منيم، خلج سخ بالوقوم
خلجستان ساغو، سولو
قيز-كلينلر تُؤقير قالو
حارو گُولدا آلور بالو
منيم، خلج سخ بالوقوم

                                                    محسن آباد, كرديجانار

خوراك آباد, سفيدآبار

درمنك`له خلت آبادار
منيم، خلج سخ بالوقوم

چُمانَك`ين بُؤزسوولارو
نازلا آقار آققارلارو[12]
منصورآباد، قوشقونلارو
منيم، خلج سخ بالوقوم

سُووق سوولار تؤرماز آقار
خلج تيلين فارسقا ساتار
عراقيه، تاج خاتون نار
منيم، خلج سخ بالوقوم

تاتلوخ- تاتلوخ ميوه لرين
چايلارين چا سَرچه لرين[13]
سهل آوا`چا ايده لرين
منيم، خلج سخ بالوقوم

كَل گيللرين وارقوللارين
بيزكه ماتال هايقوللارين
سرهرود`چا، قونچولارين

منيم، خلج سخ بالوقوم

ييرقي وارور اوتلوق لارقا
آلچاق اؤجا يايلوق لارقا
حيرانام مزرعه نولارقا
منيم، خلج سخ بالوقوم

گِليملري قالوسُولا
اَلجكلَري بوقچاسولا
خورجينلري تورباسولا
منيم، خلج سخ بالوقوم

پَتلَه سِنده يارما سُوندا
چريك آغاچ، آلما سوندا
سلفچگان، خالماسوندا
منيم، خلج سخ بالوقوم Mə

كِيتيك كينده، خوروسُوندا
يِملي كينده ساقُوزوندا
تلخاب`ين هاچوخ سووندا
منيم، خلج سخ بالوقوم
مهرزمين`له شادقول`لارين
بِزينگين[14] له گِلاسلارين
نانگرد، اسفيد بالوقلارين
منيم، خلج سخ بالوقوم

قيليچ تپَه[15] ين حتَكينده
سَس اِشتين تُوپلي كينده
قُوز قولاقو يِملي كينده
منيم، خلج سخ بالوقوم


ياشاقولو كاللارينلا
زاواريان مولكلارينلا
منيم، خلج سخ بالوقوم

تايا- تايا يونچو قاينلا
پاچاك-پاچاك پنئرينلا

عنايت بيك، جندابين`

منيم، خلج سخ بالوقوم
بُوررا- بُوررا كُؤكَرچيكين
گُؤل ايچچه هُؤزَرْ اؤردَكين
موشكيه، نيجه، باغ يك`ين

منيم، خلج سخ بالوقوم

كُؤدن لَرچهَ كَلين لرين
كُوساگَلين حيگيل لرين[16]
واشقانين، خطي قلمين[17]
منيم، خلج سخ بالوقوم

جُوو چولارين آوجار سُؤرَرْ
جُووقولارين بوغدا بيچَر
قونچولارين سَنداغ قَئَِيرَر
منيم، خلج سخ بالوقوم

يورقان تيكن هاتجولارين[18]
پَتله يارقولو تاشلارين[19]
هَرزَگَردين[20]، تُوقماقلارين[21]
منيم، خلج سخ بالوقوم

سيقرلرين، اينك لرين
ُوله لرين، اَشگه لرين
توقلولارين، شيشك لرين
منيم، خلج سخ بالوقومMənim

قلعه چَم`ين ،زيزيگا`نينQələhçəm

باهار، يازو سياوشا`نين
اوغولين قيزين جاوانين
منيم، خلج سخ بالوقوم

عاقولار خلج، قيزلري
نارونلوقچا يُوق بَنزَري
اون بارماقچا اون هونري
منيم، خلج سخ بالوقوم

قارا يازچا، هاچار گولو
ينِگِجه`له مُوجان كالو
قوچچاق خلج توقيرقالو
منيم، خلج سخ بالوقوم

«بيليم» هايور: بولار سؤزؤم
كِئچَه- كُؤندوز يُوم مام كُؤزوم
تلخاب چا من هاچدوم كؤزوم
منيم، خلج سخ بالوقوم

اَللي بالُوق[22] خلج، تُؤزدم
نَغمَه، يِيرلَه، هايدوم سؤزوم
خلج تيلين سالمام اؤزوم
منيم، خلج سخ بالوقوم

http://xelec-turk.blogspot.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386 ساعت 15:32  توسط مهدی تلخابی  | 


بررسي تكوين زمين شناسي حوضه آبريز كوير ميقان اراك

بررسي تكوين زمين شناسي حوضه آبريز كوير ميقان اراك از حيث پتانسيل منابع آبي و استعداد لرزه خيزي

فريدون قديمي عروس محله         محمدرضا حسين نژاد

اعضاء هيئت علمي دانشکده فنی مهندسی اراک دانشگاه علم و صنعت ايران

خلاصه

حوضه آبخيز كوير ميقان اراك ، حوضه بسته اي بوده كه از نظر زمين شناسي ايران در دو بلوك سنندج - سيرجان و بلوك ايران مركزي واقع شده است. با قرارگيري دو گسل تلخاب در شمال و گسل تبرته در جنوب آن، حوضه مورد نظر به قطعات و بلوكهاي كوچكي تقسيم شده است، بطوريكه گسل تلخاب جداكننده بلوك آشتيان - نراق و بلوك هفتاد قله در شمال و گسل تبرته جدا كننده بلوك هفتاد قله و سنندج - سيرجان در جنوب مي باشد. به عبارتي مي توان گفت حوضه آبخيز ميقان اراك به سه قطعه تقسيم شده است (قطعه يا بلوك سنندج - سيرجان، قطعه هفتاد قله و قطعه آشتيان - نراق) كه از نظر زمين شناسي از گذشته تا حال دچار تغييرات عمده از نظر چين خوردگي، دگرگوني، چينه شناسي، لرزه خيزي فعاليتهاي آذرين و آتشفشاني شده اند كه هر يك متمايز كننده بلوكهاي فوق در منطقه هستند.

قديمي ترين بلوك در حوضه را بلوك سنندج - سيرجان (ارتفاعات جنوب اراك و ارتفاعات غربي جاده اراك - فراهان) تشكيل داده كه شامل آهك متبلور، اسليت آهكي و آهك دولوميتي از زم